عبد الله قطب بن محيى
382
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
دو روز نتواند خورد و اگر همت خود را قهر و بطش سازد ، در اين صفت به پايه شير و پلنگ نتواند رسيد و اگر تن آرايى و زينت پيش گيرد و جامههاى رنگارنگ پوشد ، به پايهء طاوس نتواند رسيد ، از خردمند صاحب همت دور است كه به مشاركت حيوانات خشنود شود ، آنگاه در چيزى كه حيوان در آن بر او افزون باشد ! زينهار كه از دون همتى بپرهيزيد و چون مىتوانيد كه مانند فرشته باشيد خود را داخل ستوران مكنيد . تنبيه : كار فرشتگان عبادت است و عبادت و عادت با هم راست نمىآيد تا ترك عادت نمىكنيد به حق عبادت ايستادگى نمىتوان نمود و ترك عادت در ميان اهل عادت نمىتوان كرد ، لاجرم : اولا از اهل عادت عزلت بايد گرفت تا ثانيا ترك عادت توانند كرد ، مثلا عادت اهل عادت آن است كه ( اگر ) ايشان را عزايى افتد ، چندان زحمت بر خود نهند و بار به گردن خود كنند كه از اصل عزا بر ايشان گرانتر باشد و اگر ايشان را عرسى روى نمايد چندان زحمت بر خود نهند و بلا به گردن خود كنند كه كم از ملال عزايى نباشد و على هذا القياس در هر باب چندان بار بر گردن خود نهند كه اگر تمام عمر جان كنند آن را به منزل نتوانند رسانيد . اكنون شما تأمّل كنيد كه چون اهل عادت را از عادت مقرره چندان بار بر گردن است كه اين يك عمر داد آن به حيله مىدهد كجا مجال عبادت و كارسازى راه آخرت يابند ، مگر آنكه ايشان را دو عمر باشد كه يكى در كار دنيا كنند و يكى در كار آخرت ! و هيهات عمر يكى بيش نيست ، اگر آن را در كار دنيا مىكنند آخرت ندارند و اگر در كار آخرت مىكنند ، دنيا ندارند . اكنون يكى را از اين دو اختيار بايد كرد كه هر دو با هم ميسر نيست : دنيا به مراد خواهى و دين درست * اين هر دو نباشد نه فلك بنده تو است ( للّه الحمد و المنّه كه خداى عزّ و جلّ عزلت از اهل عادت ، بر شما آسان گردانيد و به رحمت خود شما را منزلى كرامت فرمود و آنجا فرود آورد ، اكنون خداى را بر اين